یک زن مدیر با پیش بینی و ارزیابی آینده توان و امکانات لازم برای واکنش های مناسب در برابر رویدادها و دستیابی به اهداف را فراهم می سازد.
مهارت های درست و اصولی یک مدیر موفق در مدیریت خانه را می توان به چند مورد تقسیم نمود که به قرار زیر است
1- داشتن برنامه
اساسی ترین موضوع در تشکیل و بقای یک خانواده داشتن هدف مشخص است . هدف های یک خانواده در دراز مدت ادامه نسل و تعالی اعضاء از لحاظ روحی و مادی است. خانواده در راه رسیدن به این هدف اصلی هدف های فرعی دیگری را نیز در نظر قرار می دهد که از آن جمله می توان به اهداف آموزشی و تربیتی ، اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد .
یک زن مدیر با پیش بینی و ارزیابی آینده توان و امکانات لازم برای واکنش های مناسب در برابر رویدادها و دستیابی به اهداف را فراهم می سازد. در این راستا مدیر که همان خانم خانه است نخست باید طرحی از اقدام ها و فعالیت هایی را که لازم است انجام گیرد . تهیه کند. این طرح علاوه بر پیش بینی نتایج و مسیر فعالیت ها باید مراحل گذر و سرانجام روش ها و راه های انجام کاری را روشن سازد. هم چنین وحدت و هماهنگی اجزای طرح، قابل انعطاف بودن و استمرار و دقت، از اجزای یک برنامه ریزی خوب از سوی مدیر است .
مهارت مهم دیگر مدیر در مدیریت هماهنگی است. در واقع وظیفه زن ایجاد هماهنگی هدفمند بین اعضای خانواده بر اساس منطبق کردن منابع انسانی و دیگر منابع است. هماهنگی برای هر کاری چه فردی و اجتماعی و چه کوچک و بزرگ امری ضروری است . اگر هماهنگی ذهن و اندیشه با تن وجود نداشته باشد، هیچ کاری از انسان ساخته نیست. هر چه اندیشه و پندار آدمی با کردار و رفتار هماهنگی بیشتری داشته باشد. نتیجه بهتری به دست خواهد آمد .
داشتن هدف و واقع بینی در تعیین اهداف و هماهنگی آن با امکانات موجود آینده، ایجاد همدلی در رسیدن به هدف ها در خانواده گر چه در معنای مدیریت گنجانده شده باشد، اما پایه زیستن و وسیله تسلط انسان بر سرنوشت خودش می باشد .
2- هنر نظارت
نظارت به معنای روش و یا وسیله ای است که درستی انجام امور را در مقایسه با طرح و برنامه و یا تصمیم گرفته شده بررسی می کند .
برای نظارت موثر چهار شرط لازم است
نخست اینکه نظارت با سرعت توام باشد .
دوم پیگیری شود .
سوم نظارت اجرایی داشته باشد .
و در آخرین(چهارم) این نظارت تدابیری باشد که از تکرار نارسایی جلوگیری نماید .
تقریباً هیچ کس هیچ کاری را از آغاز بدون اشتباه و خطا نمی تواند انجام دهد و هر مدیری هرچند با تجربه هیچ گاه بی نیاز از تجربه اندوزی جدید نیست . به همین دلیل برای مدیری موفق شدن و یا ادامه موفقیت مدیر نظارت بر جریان کار، درس گیری مثبت و یا منفی از آن و واکنش متناسب با آن امری کاملاً ضروری است .
به عنوان مثال پدر و مادر خانواده با پرورش نخستین فرزند خود شروع به کاربرد آنچه که به صورت مشاهده و یا تئوری آموخته اند، می کنند و به همین دلیل معمولاً کارشان با خطای زیادی روبه روست . خوراک دهی کودک، مقدار و زمان آن، شرایط خواب و سایر رفتارهای او برای آنان تازگی دارد . نظارت و پیگیری در وضع و حرکات کودک همراه با تحقیق و کسب اطلاعات دائمی، اصلاح روش ها و استفاده از وسایل متناسب با وضع کودک برای موفقیت در پرورش فرزند کاملاً ضروری است . بدین ترتیب پدر و مادر مهارت بیشتری پیدا کرده و به مرور خطای کمتری انجام می دهند . واضح است که این خطاها در پرورش فرزند دوم به حداقل می رسد، به شرطی که از آموخته ها درس گرفته شده و اطلاعات لازم را به دست آورده باشند .
3- ایجاد پویایی
مدیریت خانواده پس از تولد فرزندان از همان آغاز دچار دگرگونی می شود، زیرا خانواده با مسائل و رویدادهای تازه ای رو به رو می شود که پیش از آن وجود نداشته است. اگر قبلاً مردان و زنان در مدیریت خانواده به طور عمده به مسائل و خواسته های خود توجه می کردند ، اینک پس از تولد فرزند و یا فرزندان، تصمیم های مدیریتی بیشتر متوجه مسائل آنان می شود. با رشد فرزندان و افزایش خواسته ها و میزان تبعیت آنان باز هم بر پیچیدگی مدیریت خانواده افزوده می شود. بنابراین مدیریت خانواده ناگزیر از تصمیم گیری در شرایط جدید است و برای تصمیم گیری درست در هر مرحله باید آمادگی پیش بینی و برنامه ریزی قبلی وجود داشته باشد. پدر و مادر باید هر چه زودتر به بلوغ و رشد روانی خود دست یابند تا بتوانند واکنش های مناسب در برابر رویدادهای غیر قابل پیش بینی که از مهم ترین وظایف مدیریت در همه زمینه هاست نشان داده و تصمیم درست اتخاذ نمایند .
به نظر شیوه تربیتی که به طور سنتی فرزندان را از بچگی برای زندگی و پذیرش مسئولیت های خانواده آماده می کند پشتوانه خوبی برای مشارکت اصولی فرزندان در مدیریت مشترک خانواده پس از رشد روحی و روانی آنان باشد .
از مهم ترین مهارت های موجود در مدیریت یک خانه ایجاد چهارچوب برای زندگی و یا در واقع بنا گذاشتن قوانینی برای زندگی است یک خانواده درست همانند یک جامعه، اگر دارای قوانین مدوّن و از پیش تعیین شده باشد بهتر عمل می کند. با قرار دادن قوانین زنده و مورد پذیرش از روش زندگی هماهنگ تر و مطلوب تری چه در داخل خانواده و چه در خارج آن و در ارتباط با دیگران برخوردار خواهیم شد که کار خیلی سختی نخواهد بود .
ایجاد قوانین، محدودیتها و رعایت آنها، زندگی خانوادگی را ساده تر می کند. هیچ چیز برای یک کودک سخت تر از این نیست که رفتاری را که دیروز مورد پسند بوده است، امروز نامناسب تلقی شود. تاثیر قوانین مدون خانوادگی زمانی بیشتر خواهد برد که در محیط خانواده معنای دقیق آن درک گردد. ثبات در بیان و ارائه محدودیتها یکی از اصول اساسی برقراری قانون در خانواده است . قوانین زمانی موثر هستند که والدین خود آنها را رعایت کنند به طور مثال وقتی جمله، دروغ گفتن بد است. موثر واقع می شود که خود ما مرتکب آن نشویم .
4- سازماندهی
در دنیای امروز همگان به دنبال یک زندگی راحت هستند. برای رسیدن به این هدف در درجه اول باید تعادلی در رفتار و اعمال خود ایجاد نمائیم . ما نمی توانیم به شبانه روز زمان اضافه کنیم. اما می توانیم با استفاده از هنر مدیریت صحیح، توانایی کنترل بر زمان را به دست آوریم. یکی از این هنرها که باعث تعادل بیشتر در زندگی می شود، هنر سازماندهی است. سازماندهی برنامه زندگی یعنی جایی برای هر چیز و بودن هرچیز در سرجای خودش است .
سازماندهی کمک می کند تا خود را بیشتر با دنیای اطراف تلفیق داده ، چهارچوبی از بایدها و نبایدها ایجاد کرده و با حفظ نظم از اضطراب های موجود خود بکاهید. امروزه با وجود تنوع در فعالیت ها، و تصمیم گیری ها، رسیدن به یک نتیجه رضایت بخش خارج از دسترس به نظر می رسد. این امر با عدم برخورداری از یک سازمان دهی غیر ممکن می شود. با اطمینان می توان گفت بدون داشتن یک برنامه منسجم و منظم سر موقع بیدار نمی شوید . سر موقع سر کار نمی روید . مواد غذایی لازم را هیچ وقت در منزل ندارید. لباس ها نشسته و صورتحساب ها پرداخت نکرده باقی می مانند. تصمیم در مورد چگونگی انجام امور و زمان انجام آن جزئی از سازماندهی است .
سازماندهی در برنامه ریزی های هر روزه یک خانم خانه او را مطمئن می سازد که آنچه را که مد نظرش بوده انجام داده و احساس کفایت همراه با توانایی کنترل به او دست می دهد. سازماندهی به خصوص در زمان انجام پروژه های زمان گیر و گسترده بسیار کمک خواهد کرد با تقسیم کارهای بزرگ به اجزای قابل انجام راه هموارتر خواهد شد. در واقع می توان گفت که مهارت های سازماندهی به معنای داشتن مکانی برای هر چیز و قرار دادن آن برسرجای خودش است .
اگر سازماندهی نهادینه شود. آن وقت مجبور نیستید ساعت ها به دنبال یک صورتحساب، کاغذ یادداشت و... بگردید. هرچند سازماندهی بهتر انجام شود وقت بیشتری صرفه جویی می شود این خصیصه عامل اساسی برای داشتن یک زندگی متعادل است .
5- تنظیم زمان
هم انسان ها از یک زمان مساوی برخوردار هستند (24 ساعت در روز و یا 7 روز در هفته) اما بعضی کاملاً توانایی تنظیم وقت های خود را دارند و بعضی همیشه از کمبود وقت شکایت می کنند. گروه اول با انجام تمامی وظایف خود وقت اضافه برای استراحت و تفریح خانوادگی نیز دارد در صورتی که گروه دوم برای مبارزه با کمبود وقت کمترخوابیده ، زمان کمتری را به تفریح اختصاص می دهد، سرپا غذا خورده و سریع رانندگی می کند .
این راه های بیان شده در فوق پاسخ صحیحی در مقابل عدم توانایی در تنظیم زمان نیستند انسان بهتر است برای چگونگی گذراندن اوقات خود به جای پناه آوردن به این روش های معیوب به تهیه فهرستی از آنها بپردازد . زمان اگر به صورت مطلوب مورد استفاده قرار نگیرد. برای همیشه از دست رفته خواهد بود. دانستن اینکه زمان شما چگونه صرف می شود بهترین راه تصمیم گیری در مورد تغییر روش است. شما برای مدت یک هفته جدول زمانی تهیه کرده و تمام فعالیت های خود و نحوه گذراندن آن را به صورت روزانه یادداشت کنید. وقت های تلف شده خود را با مراجعه به جدول تهیه شده پیدا کنید. این وقت ها، فعالیت هایی هستند که زمان زیادتری را جهت انجام به خود اختصاص می دهند اما کمترین فایده را دارند برای استفاده درست از زمان خود این فعالیت های کم فایده را حذف نموده و به جای آن برای فعالیت های مفید خود برنامه ریزی نمایید .
منبع:طنین یاس

نظری برای نمایش وجود ندارد












دانستنیهای بانوان
